خرید بک لینک
التماست کردم نگذاری بروم تو خندیدی و من گریستم انقدر که در اشک چشمانم غرق شدم !تو رفتنم را باور نمی کردی و حالا من شاعری در سرزمینی دور هستم که کسی زبان واژگانم را نمی فهمد در فکر آنم که به زبان

برچسب: نویسنده: رویا پارسامنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:47

سیزده سبتامبر دوباره به المان برگشتم.تصورم این بود که از روز مرگی فرار می کنم.می خواستم روزی ۱۵ساعت کتاب بخوانم اما حالا حوصله نوشتن چند خط را هم ندارم.دو هفته دیگر کلاس شروع می شود و ۵روز هفته درگیرم

برچسب: نویسنده: رویا پارسامنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:47

صفحه بندی